تبلیغات
حدیث دل - مطالب ابر پادشاه

روزی پیش گوی پادشاهی به او گفت که در روز و ساعت مشخصی بلای عظیمی برای پادشاه اتفاق خواهد

افتاد. پادشاه از شنیدن این پیش گویی خوشحال شد. چرا که می توانست پیش از وقوع حادثه کاری بکند.

پادشاه به سرعت به بهترین معماران کشورش دستور داد هر چه زودتر محکم ترین قلعه را برایش بسازند.

معماران بی درنگ بی آن که هیچ سهل انگاری و معطلی نشان بدهند، دست به کار شدند. آنها از مکان

های مختلف سنگ های محکم و بزرگ را به آنجا منتقل کردند و روز و شب به ساختن قلعه پرداختند.

سرانجام یک روز پیش از روز مقرر قلعه آماده شد. پادشاه از قلعه راضی شد و با خوش قولی و شرافتمندانه

بقیه حکایت در ادامه مطلب....


ادامه مطلب

طبقه بندی: حکایت های زیبا،
برچسب ها: پیشگویی، پیشگویی کردن، حکایت پیشگویی، حکایت های زیبا، حکایت، پادشاه،

تاریخ : یکشنبه 5 دی 1395 | 08:34 ب.ظ | نویسنده : رامین | نظرات